فاطمه (ع) از دیدگاه علی (ع)

و خوف از خدای آن حضرت را ستود و نظر گذشته اش را تایید نمود معلوم میشود زهرا در طول مدت ازدواج نه تنها مزاحم شوهرش د راطاعت ازخدا و انجام دادن مسئولیت سنگین ولایت نبوده بلکه در تمام ابعاد موید و معاون او هم بوده است .
با توجه به شخصیت فوق العاده امیر المومنین وموقعیت اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی آن حضرت ، شخصیت ممتاز همسرش زهرا علیهما السلام نیز روشن می شود .
علی بن ابی طالب علیه السلام یک فرد عادی نبود بلکه دومین شخصیت ممتاز اسلام ، سپهسالار و سرباز نیرومند و فداکار اسلام بود مرد عدالت ، زهد ، انفاق ، مواسات ، مساوات ، ایثار، تقوا، و بالاخره ولی مسلمین و خلیفه رسول خدا بود . خود و خانواده اش در کمال عسرت زندگی می کردند و آنچه را که داشت در راه خدا انفاق می نمود . بیت المال را دربین مسلمین بالسویه تقسیم می کرد و هیچکس را بر دیگری ترجیح نمی داد حتی سهم خودش و امام حسن و امام حسین نیزبیش از سایرین نبود . وقتی برادرش عقیل شدت فقر خود را به آن حضرت عرض کرد حاضر نشد چیزی اضافه از آنچه به سایرین می داد بدهد .
حضرت صادق علیه السلام درباره آن حضرت می فرماید : علی بن ابی طالب علیه السلام از جهت غذا و رفتار شبیه ترین مردم به رسول خدا بود خودش نان با زیتون می خورد ولی به مردم نان و گوشت می داد او آب و هیزم منزل را تهیه می کرد و فاطمه علیها السلام آرد درست می کرد و خمیر می نمود و نان می پخت و لباس ها را می شست و وصله می کرد . امیر المومنین علیه السلام در زمان خلافت که همه گونه امکانات برایش فراهم بود به دنیا خطاب کرده می فرمود: ای دنیای پست ! آیا به من روی آورده اظهار علاقه می کنی ؟ هیهات ، هیهات ، دیگری را مغرور کن ، من نیازی به تو ندارم . تو را سه طلاقه کرده ام که دیگر رجوع نداد . درهمان زمان می فرماید : آیا به همین مقدار اکتفا کنم که مرا امیر المومنین بگویند ولی در سختی های روزگاربا مردم شریک نباشم و در سختی زیستن برای آنها الگو نباشم؟ من آفریده نشده ام که به خوردن غذاهای لذیذ مشغول شوم ، مانند حیوان بسته ای که جز علف خوردن کاری ندارد یا حیوان آزادی که سرگرم خوردن و پشگل انداختن است و از آینده اش غفلت دارد .
امیر المومنین علیه السلام چنین مردی بود و می خواست این چنین زندگی کند و برای این چنین زیستن به همسری موافق نیاز داشت . و جز حضرت زهرا علیها السلام هیچ زن دیگری لیاقت همسری با او را نداشت تنها او بود که می توانست درباره اش بگوید نعم العون علی طاعه الله .
در اینجاست که مقام ممتاز فاطمه روشن می شود و می توان او را به عنوان تنها همسر لایق حضرت علی معرفی نمود او بود که توانست در بیت علی و بر طبق میل او زندگی کند و در اطاعت خدا و انجام مسئولیتی که برعهده اش نهاده بود، موید و مشوقش باشد زهراسلام الله علیها با رفتار اسلامی خود توانست لیاقت خود را برای فرزندی پیغمبر اکرم (ص) و همسری امیر المومنین علیه السلام با ثبات رساند و به همین جهت از جانب پیامبربه عنوان بزرگتارین و شایسته ترین زنان جهان معرفی شد فاطمه بانوی نمونه اسلام است و بانوان اسلام باید از آن حضرت درس زندگی بگیرند .
در این میان خانواده رجال دین و روحانیین ا زمسئولیت بیشتری بر خوردارند خانمی که همسری یک عالم دین را پذیرفته باید به مسئولیت مقام شوهرش توجه داشته باشد . باید بداند که خانه او به منزله خانه پیامبر و علی است خانه معنویت، علم ، عدالت ، مواسات ، مساوات ، ایثار، تقوا ، فضیلت ، توجه به خدا خدمت به اسلام و مسلمین و دریک کلام خانه دعوت به همه فضائل و مکارم اسلامی و انسانی است باید بداند که مردم سخنان پیامبر و امامان علیهم السلام را از این خانه ها می شوند و انتظار دارند عمل آنها را نیز در همین خانواده ها مشاهده نمایند .
زن و فرزند یک عالم دین باید بدانند که خانه آنها جای خوشگذرانی و تجمل پرستی نیست بلکه بیت نمایش سیره پیامبر و علی و فاطمه علیهم السلام است .
باید بدانند که اعمال و رفتار آنها مورد توجه مردم می باشد با رفتار اسلامی خود می توانند مروج اسلام باشند و مردم را به خوبی دعوت نمایند و با رفتار غیر اسلامی خود می توانند بزرگ ترین ضربه را بر پیکر اسلام وارد نمایند و مردم را نسبت به علما دین بدبین سازند و سخنانشان را از اعتبار بیندازند می توانند شوهر یا پدرشان را در انجام مسئولیت کمک نمایند و بدین وسیله مروج دین و در ثواب او شریک باشند و می توانند او را از رعایت شؤون مقام مقدس روحانی باز دارند و سخنان او را از اعتبار ساقط سازند و مردم را به ارتکاب گناه و تخلف از قوانین شریعت تشویق نمایند و خودنیز در کیفر این گناهان سهیم و شریک باشند .
البته رجال دین در یک مرتبه نیستند بلکه هرچه مقام علمی و اجتماعی بالاتری را داشته باشند خود آنها و خانواده شان نیز مسئولیت بیشتر و سنگین تری را برعهده دارند و به همان مقدار که در انجام مسئولیت خویش جدیت کنند نزد خدا ماجور خواهند بود هرعالمی که دریکی از مقامات علمی و دینی قرار گرفت لیاقت آن را ندارد که خلیفه پیامبر و علی (علیهما السلام ) و عالم دین باشد بلکه لیاقت او در صورتی است که اخلاق و رفتارش مانند پیامبر و علی علیهما السلام باشد هر زن و فرزند عالمی هم لیاقت آن را ندارد که به عنوان همسر و فرزند یک عالم دین معرفی شود بلکه لیاقت او در صورتی باثبات می رسد که اعمال و رفتارش بر طبق اعمال و رفتار حضرت زهرا علیهما السلام باشد .



عصمت زهرا( ع)

معصوم در لغت به معنای محفوظ و ممنوع است و در اصطلاح به شخصی معصوم گفته می شود که از خطا و اشتباه و گناه در امان و محفوظ باشد کسی را معصوم گویند که چشم بصیرتش باز باشد و حقائق جهان آفرینش را بالعیان مشاهده کئد و بواسطه ارتباط و اتصالی که با عالم ملکوت دارد و با تاییدات غیبی از گناه و نافرمانی خودداری کند و خطا و اشتباه و عصیان درساحت وجود مقدسش راه نداشته باشد مقام شامخ عصمت بواسطه ادله و براهین عقلی و نقلی برای پیغمبران به اثبات رسیده است امامیه معتقد ند که جانشینان پیغمبر و امامان دوازده گانه نیز باید معصوم باشند . و برای اثبات عصمت آنان نیز براهین و دلیلهایی اقامه شده است اگر بخواهیم وارد مباحث عصمت شویم و به تفضیل آن موضوع مهم را بررسی نماییم از مقصد دور می گردیم .
امامیه علاوه بر آنکه سلسله پیمبران و ائمه اطهار را معصوم می دانند حضرت زهرا علیهما السلام را نیز ازگناه و نافرمانی معصوم می دانند برای اثبات عصمت آن جناب به چند دلیل می توان استدلال نمود:
دلیل اول : ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا).
یعنی : خدا می خواهد ناپاکی و آلودگی را از شما اهل بیت برطرف سازد و کاملا پاکیزه و طاهرتان گرداند . احادیث زیادی از طرق عامه و خاصه صادر شده و دلالت می کنند که آیه مذکور در شان پیغمبر و علی وفاطمه و حسن وحسین علیهم السلام نازل شده است از باب نمونه :
عایشه می گوید : روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله جامه یشمی سیاهی بردوش داشت و ازمنزل خارج شد پس حسن و حسین و فاطمه و علی (علیهم السلام ) را زیر آن جای داد و فرمود : ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا).
ام سلمه می گوید روزی فاطمه زهرا ظرفی ازحریره خدمت رسول خدا آورد پیغمبر فرمود: علی و حسن و حسین علیهم السلام را نیز حاضر گردان . وقتی خدمت رسول اکرم رسیدند و مشغول خوردن غذا شدند آیه مذکور نازل شد . پس پیغمبر (ص) جامة خیبری را بر سر آنان افکند و سه مرتبه فرمود: خدایا اینها اهل بیت من هستند آلودگی را از ایشان زائل کن و پاکیزه شان گردان .
عمر بن ابی سلمه می گوید : ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) . درخانه سلمه نازل شد پس پیغمبر اکرم علی وفاطمه و حسن و حسین علیهما السلام را پیش خودش خواند . جامه اش را بر سرشان افکند و فرمود: خدایا! اینها اهل بیت من هستند آلودگی را از ایشان زائل کن و پاک و پاکیزه شان گردان .
ام سلمه عرض کرد یا رسول الله من هم با ایشانم ؟
پاسخ داد : تو هم برخوبی هستی.
واثله بن اسقع می گوید : پیغمبر (ص) روزی به خانه فاطمه تشریف برد علی وفاطمه علیهما السلام را در جلو خودش نشانید و حسن وحسین را برزانوهایش قرارداد سپس جامه اش را بر سر آنان انداخت و فرمود : خدایا اینها اهل بیت من می باشند از آلودگی پاک و پاکیزه شان گردان .
و بالجمله گروهی از اصحاب رسول خدا مانند عایشه ، ام سلمه ، معقل بن یسار‌، ابی الحمراء ، انس بن مالک ، سعد بن ابی وقاص ، واثله بن اسقع ، حسن بن علی (علیه السلام ) علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ، ابو سعید خدری ، و زینب و ابن عباس و گروهی دیگر احادیثی را قریب به همین مضمون در شان نزول آیه روایت کرده اند و علمای خاصه و عامه مانند جلال الدین سیوطی در در المنثور و سلیمان بن ابراهیم قندوزی در ینابیع الموده و سایر علمای اهل سنت آنها را درکتب خویش ثبت نموده اند .
از این روایات استفاده میشود که بعد از نزول ایه شریفه پیغمبر اکرم در جاهای متعدد ازجمله درخانه فاطمه علیها السلام و خانه ام سلمه عبای مبارکش را بر سر علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام می افکند و آیه را تلاوت می نمود و می فرمود خدایا افرادی که در زیر عبا قرار دارند اهل بیت من هستند آلودگی را از آنها برطرف گردان رسول خدا این عمل را انجام می داد تا اهل بیت را معرفی کند و موضوع را تثبیت نماید تاشش ماه و به روایتی هفت و به روایتی هشت ماه مرسوم آن حضرت چنین بود که هنگام بامداد که به نماز صبح می رفت از خانه زهرا علیها السلام عبور می نمود و آیه را قرائت می کرد.
رسول خدا در این موارد جامه خویش را برسرعلی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام می انداخت و آیه را تلاوت می کرد تا راه سوء استفاده بسته شود و کسی بعداً ادعا نکند که من هم از مصادیق اهل بیت هستم آنقدر در این موضوع اهتمام داشت که وقتی ام سلمه عبا را بالا زد که داخل شود آنرا ز دستش کشید و فرمود: تو نیز برخوبی هستی . تا مدتی هنگام بامداد که به نماز صبح تشریف میبرد اهل خانه فاطمه علیها السلام را مخاطب ساخته آیه را تلاوت می کرد تا مردم بشنوند و بعدا مورد انکار واقع نشود علی بن ابی طالب و حسن و حسین علیهم السلام هم درجاهای متعدد و درحضور اصحاب می فرمودند: این آیه در حق ما نازل شده و هیچگاه مورد انکار واقع نشدند .
برطبق آیه مذکور خداوند متعال می فرماید: خدا اراده کرده که شما اهل بیت از رجس و آلودگی ، پاک و منزه باشید. مقصود از رجس نجاست ظاهری نیست . زیرا این موضوع اختصاصی به اهل بیت ندارد همه مکلفین باید از نجاست اجتناب نمایند . علاوه بر این اگر مراد نجاست ظاهری بود احتیاجی به آن همه تشریفات ودعای پیغمبر نداشت و مطلب آنقدر مهم نبود که ام سلمه بخواهد ازمصادیق آن واقع شود و رسول خدا مانع گردد پس معلوم می شود مراد آیه نجاست و آلودگی ظاهری نیست بلکه مقصود آلودگی باطنی یعنی گناه و عصیان پروردگار عالم است . نازل شده و هیچگاه مورد انکار واقع نشدند .
بر طبق آیه مذکور خداوند متعال می فرماید : خدا اراده کرده که شما اهل بیت از رجس آلودگی ، پاک و منزه باشید مقصود از رجس نجاست ظاهری نیست . زیرا این موضوع اختصاصی به اهل بیت ندارد همه مکلفین باید از نجاست اجتناب نمایند . علاوه براین اگر مراد نجاست ظاهری بود احتیاجی به آن همه تشریفت و دعای پیغمبر نداشت و مطلب آنقدر مهم نبود که ام سلمه بخواهد ازمصادیق آن واقع شود و رسول خدا مانع گردد پس معلوم می شود مراد آیه نجاست و آلودگی ظاهری نیست بلکه مقصود آلودگی باطنی یعنی گناه و عصیان پروردگار عالم است بنا براین معنای آیه چنین می شود :
خدا خواسته و اراده نموده که اهل بیت از گناه و معصیت پاک باشند البته این اراده ، ارادة تشریعی نیست یعنی نمی توان گفت که خدا از اهل بیت خواسته که خودشان را از گناه و معصیت پاک سازند زیرا این مطلب اختصاص به اهل بیت ندارد . خدا از تمام مردم خواسته که مرتکب گناه نشوند بلکه مقصود آیه اراده تکوینی است یعنی خدا چنین مقدر کرده که دامن اهل بیت از ارتکاب معصیت پاک و منزه باشد و با اینکه بشر و مختارند با علم و اراده گناهان را ترک کنند .
پیغمبر اکرم(ص) نیز آیه مذکور را به عصمت از گناه تفسیر نموده است ابن عباس از رسول خدا روایت نموده که فرمود: خدا خلق را به دو قسمت تقسیم نمود و مرا در بهترین آنها قرار داد چنانکه می فرماید : و اصحاب الیمین ما اصحاب الیمین و می فرماید و اصحاب الشمال ما اصحاب الشمال .
پس من از اصحاب یمین و بهترین آنها هستم . سپس آنها را به سه قسمت تقسیم نمود و مرا در بهترین آنها قراردارد چنانکه می فرماید :
(فاصحاب المیمنه ما اصحاب المیمنه و اصحاب المشئمه ما اصحاب المشئمه السابقون السابقون ). پس من از سابقین و بهترین آنها هستم سپس آن سه قسم را به قبیله هایی تقسیم نمود و مرا در بهترین آنها قرار داد چنانکه می فرماید :
و جعلنا کم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند الله اتقیکم .
پس من پرهیز کار ترین فرزندان آدم و گرامی ترین آنان هستم ولی بدین موضوع فخر نمی کنم سپس آن قبائل را به خانواده هایی تقسیم نمود و مرا در بهترین خانواده ها قرار داد چنانکه می فرماید :
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.
پس من و اهل بیتم از گناه و معصیت معصوم هستیم .

اشکال و پاسخ


اشکال

بعضی گفته اند : آیه مذکور دلالت بر عصمت ندارد زیرا آیات قبل از آن و آیات بعد از آن درباره زنان رسول اکرم نازل شده و خطاب به آنان متوجه است و به قرینه سیاق باید گفت آیه مذکور نیز درباره زنان آن حضرت نازل شده و مخاطب در آیه ، آنها هستند.
بنا براین اگر آیه دلالت بر عصمت کند باید گفت: زنهای رسول الله نیز ا زگناه معصوم بوده اند در صورتیکه این مطلب را نه کسی گفته و نه می توان گفت از این رهگذر است که باید بگوییم آیه اصلا دلالت بر عصمت ندارد نه در مورد زنهای آن حضرت نه در مورد سایر اهل بیت .



پاسخ

علامه سید عبدالحسین شرف الدین اشکال مذکور را نقل کرده و به چند وجه آن را پاسخ داده است :
اول : احتمال مذکور اجتهاد است د رمقابل نص‌، زیرا در چندین روایت که به حد تواتر می رسد این مطلب وارد شده که آیه مذکور در شان علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده و اختصاص به آنان دارد حتی وقتی ام سلمه خواست در زیر جامه داخل شود پیغمبر اکرم (ص) جداً او را ممنوع ساخت . دوم : اگر آیه درباره زنهای رسول خدا نازل شده بود باید به صورت خطاب مونث ادا شده باشد و بگوید انما یرید الله لیذهب عنکن الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. نه به صورت جمع مذکر .
سوم : در بین عرب های فصیح ، مرسوم است که در بین کلماتشان جمله هایی را به عنوان جمله معترضه ذکر کنند . بنا براین مانعی ندارد بگوییم : خداوند متعال آیه مزبور را در بین آیاتی که در شان زنهای رسول خدا نازل شده قرارداده تا اهمیت موضوع را برساند و بدین نکته اشاره کند که چون اهل بیت پیغمبر از گناه معصومند نباید مورد تعرض کسی قرار گیرند حتی زنان پیغمبر هم حق تعرض بدانها را ندارند .
چهارم : درعین حالی که در قرآن کریم تحریفی واقع نشده و آیات آن کتاب آسمانی هیچ کم و زیاد نشده است اما این مطلب مسلم نیست که آیات و سوره های قرآن عینا به همان ترتیبی که نازل شده جمع و تدوین شده باشند مثلا هیچ بعید نیست که آیه مذکور تنها درباره اهل بیت نازل شده باشد ولی در موقعیکه آیات جمع و تدوین می شده آنرا در بین زنان پیغمبر گنجانیده باشند .
دلیل دوم : رسول خدا (ص) به فاطمه فرمود: خدا برای غضب تو غضب می کند وبرای خشنودی تو خشنود می شود .
حدیث مذکور را سنی و شیعه قبول دارند و در کتابهای خو نوشته اند برطبق این حدیث هرجا فاطمه غضب کند خدانیز غضب می کند و هرگاه خشنود و راضی شود خدا نیز راضی و خشنود می گردد. البته این مطلب مسلم است که رضایت و غضب خدا مطابق واقع و حق است هرگز به کارهای زشت و خلاف حق خشنود نمی شود گرچه دیگری از آن کار خشنود شود هرگز از کارهای خوب و حق غضبناک نمی شود گرچه مبغوض دیگران باشد زیرا اگر معصوم باشد رضایت و غضبش برطبق موازین شریعت خواهد بود و هیچگاه برخلاف رضای خدا راضی نمی شود و هیچگاه از حق و کارهای نیک غضبناک نمی شود در چنین صورتی می توان گفت : اگر فاطمه علیها السلام غضب کند خدا غضب می کند و اگر خشنود شود خدا خشنود می شود .
اما اگر معصیت و خطا درباره اش روا باشد نمی توان به طور کلی گفت از غضب او خدا غضب می کند و از خشنودیش خشنود می شود مطلب را با مثالی روشن سازیم :
اگر فرض کنیم که حضرت فاطمه معصوم نباشد و اشتباه و گناه درباره اش جایز باشد در این صورت ممکن است بواسطه اشتباه یا تمایلات نفسانی بر خلاف حق و واقع چیزی را از کسی مطالبه کند و کارشان به نزاع و کشمکش منجر شود ولی طرف مقابل تسلیم نگردد و او را مغلوب سازد در اینصورت ممکن است آن حضرت غضبناک گردد و اظهار عدم رضایت کند آیا در چنین فرضی می توان گفت : چون فاطمه علیها السلام غضب کرده خدا نیز غضب می کند گرچه حق با طرف مقابل بوده است ابدا چنین کارزشتی را نمی توان به خدا نسبت داد .
بواسطه این روایت نیز می توان عصمت زهرا را اثبات نمود .
رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه علیها السلام پاره تن من است هرکس او را خشمناک کند مرا خشمناک خواهد کرد .
این حدیث نیز درکتابهای سنی و شیعه موجود است و همه مسلمانان حتی عمر و ابوبکر به صحت آن اعتراف دارند . با بیان فوق این حدیث نیز بر عصمت حضرت زهرا دلالت دارد زیرا پیغمبر اکرم از گناه و خطا و تمایلات نفسانی معصوم است برکاری غضب می کند که مبغوض خدا باشد و به چیزی راضی می شود که رضایت خدا در آن باشد بنا براین در صورتی می توان گفت : هرگاه فاطمه غضب کند پیغمبر (ص) نیز غضب می کند که معصوم باشد و احتمال گناه و خطا درباره اش جایز نباشد.
یکی دیگر از شواهد عصمت حضرت زهرا این حدیث است : امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود : زهرا بدان جهت فاطمه نامیده شده که شرو بدی دروجود مبارکش راه ندارد.



عقیده زهرا (ع) درباره زنان

علی بن ابی طالب علیه السلام می فرماید روزی با گروهی ازاصحاب خدمت رسول خدا بودیم پس آن حضرت به اصحابش فرمود: صلاح و مصلحت زن د رچیست ؟
هیچکس نتوانست جواب صحیحی بدهد . وقتی اصحاب متفرق شدند من به خانه رفتم و موضوع سئوال رسول اکرم را به فاطمه علیها السلام گفتم فرمود : من جوابش را می دانم صلاح زن در این است که مردان بیگانه را نبیند مردان بیگانه هم او را نبینند .
هنگامی که خدمت رسول خدا رسیدم عرض کردم فاطمه علیها السلام در پاسخ سئوال شما چنین فرمود : پیغمبر از سخن او تعجب کرد و فرمود : فاطمه پاره تن من است .
این موضوع قابل تردید نیست که دین مقدس اسلام برای ترقی و پیشرفت و آزادی زن گام های بلندی برداشته است و به منظور تامین حقوق او قوانین و احکام استواری تشریع نموده است . در تحصیل دانش به او آزادی داده است اموال و کارهایش رامحترم دانسته است درمورد تشریع قوانین اجتماعی منافع و مصالح واقعی بانوان نیز کاملاً رعایت شده است .
لیکن این مطلب قابل بحث است که آیا صلاح و مصلحت زن درمورد معاشرت و آمیزش با مردها بیگانه چیست ؟ آیا صلاح زنان در این است که عیناً مانند مردها در مجامع و محافل عمومی شرکت کنند و با بیگانگان خلطه و آمیزش داشته باشند ؟ آیا این مطلب به سود واقعی زنان است که آرایش کردن و بی بند وبار در مجامع مردها شرکت نمایند و خودشان را در منظر عموم قرار دهند آیا به صلاح زنان است که خودشان را در معرض چشم چرانی بیگانگان قرار دهند و برای آنان امکاناتی فراهم سازند که بتوانند از تمتع و لذت بردن بصری که یکی از تمتعات مهم است به طور رایگان منتفع و برخوردار گردند ؟ ایا به نفع بانوان است که هیچ نوع حریمی برای خودشان قائل نباشند و با مردان بیگانه اختلاط و امتزاج کامل داشته باشند و آزادانه به همدیگر نگاه کنند ؟ آیا به صلاح زن است که با وضعی ا زخانه خارج شود که چشم های نا پاک بیگانگان او را تعقیب کند ؟
یا اینکه صلاح جامعه بانوان در اینست که پوشیده و ساده از خانه خارج شوند و زینت هایشان را برای مردان اجنبی ظاهر نسازند و نه خودشان به بیگانگان نظر کنند نه اجازه بدهند بیگانگان به آنان نگاه کنند ؟ ایا وضع اول به صلاح عمومی بانوان تمام می شود و بهتر منافع آنان راتامین می کند یا وضع دوم‌؟ آیا وضع اول بهتر اسباب اسایش روحی و ترقی و پیشرفت ملت را فراهم می سازد یا وضع دوم ؟
پیغمبر اکرم (ص) این مساله مهم و اساسی اجتماعی را در معرض افکار عمومی اصحابش قرارداده و عقیده آنان را خواستار شد ولی جواب هیچ یک از اصحاب مورد پسند واقع نشد . وقتی خبر به حضرت زهرا رسید در پاسخ این مشکل چنین اظهار عقیده کرد که صلاح واقعی جامعه بانوان در اینست که نه مردان بیگانه را ببینند نه بیگانگان به آنان نظر کنند زهرائی که تربیت یافته دامن وحی و خانه ولایت بود بقدری جواب پرمغزی وارزنده ای به سئوال پیغمبر (ص ) داد و در پیرامون یکی از حساس ترین موضوعات اجتماعی اظهار عقیده نمود که رسول اکرم تعجب کرد و فرمود: فاطمه پاره تن من است .
اگر انسان احساسات خام را کنار بگذارد و بیطرفانه در این مساله بیندیشد و عواقب و نتائجش را بخوبی بررسی کند تصدیق می کند که پیشنهاد حضرت زهرا بهترین سرمشق و دستور العمللی است که می تواند منافع بانوان را تامین کند و ارزش و مقام آنان را در اجتماع محفوظ بدارد زیرا بانوان اگر به طوری از خانه خارج شدند و و با بیگانگان معاشرت نمودند که مردها توانستند انواع تمتعات را از آنان ببرند و در همه جا وسیله چشم چرانی را برایشان فراهم ساختند جوانان دیرتر زیربار ازدواج و تاسیس زندگی خانوادگی خواهند رفت روز بروز برتعداد دختران و زنان بی شوهر افزوده خواهد شد و این موضوع علاوه بر اینکه به ضرر اجتماع تمام می شود و مخصوصاً پدران و مادران را در محذورات و مشکلات سختی قرار می دهد ، مستقیماً به ضرر عمومی جامعه بانوان تمام خواهد شد زنان اگر زیبایی خودشان را در معرض دید همگان قرار دادند و در بین بیگانگان دلربایی کردند و یک قافله دل همره خویش بردند چون مردها غالبا با محرومیت مواجه می شوند و دسترسی ووصال بدون قید و شرط برایشان فراهم نمی شود بیماریهای روانی وضعف اعصاب و خودکشی ها و ناامیدی های زندگی در بین جوانان و مردان فراوان خواهد شد .
نتیجه این موضوع نیز به طور غیر مستقیم عاید بانوان خواهد گشت در اثر همین چشم چرانی های آزاد است که بعضی از مردان،به انواع حیله ها و فریب ها متوسل می شوند ودوشیزگان معصوم و ساده لوح را فریب می دهند و سرمایه عفت و آبرویشان را بذ باد میدهند و به وادی فساد و بدبختی رهسپارشان می سازدند.
زنان شوهر دار وقتی دیدند شوهرشان به سایر زنها نظر دارد ودر محافل و مجامع عمومی با آنان ارتباط دارد،غالبا حس غیرت آنان تحریک می شود وسوء ظن وبدگمانی بوجود می آید بنای ایراد و ناسازگاری را خواهند گذاشت و با جهت یا بی جهت کانون گرم خانوادگی را سرد و متزلزل خواهند ساخت و عاقبت یا منجر به جدایی و طلاق می گردد یا با همان وضع ناگوار و تلخ در زندان خانه زندگی می کنند و در انتظار پایان یافتن مدت زندان روز شماری می کنند وزن و شوهر همانند دو پلیس که مراقبت یکدیگر باشند از همدیگر مراقبت می نمایند .
مرد اگر توانست به زنان بیگانه نگاه کند قهرا دربین آنان زنانی خواهد دید که از همسر رسمی خودش زیباتر و جذاب تر است و بسا اوقات با زخم زبان و سرزنش اسباب ناراحتی همسرش را فراهم می سازد و بوسیله ایرادها و بهانه های بیجا کانون با صفای خانوادگی را به جهنم سوزانی تبدیل خواهد ساخت .
مردی که باید با فکر آزاد به کسب و کار و فعالیتهای اقتصادی بپردازد اگر هنگام رفت و آمد و در محل کار با زنان نیمه عریان و آرایش کرده تصادف کند قهرا تحت تاثیر عریزة جنسی قرار می گیرد و دلش مسخر دلبران می گردد چنین مردی نمی تواند با فکر ازاد به کسب و کار یا تحصیل و دانش مشغول باشد از فعالیت های اقتصادی نیز عقب می ماند و در تحمل این ضرر بانوان نیز شریکند .
زن اگر پوشیده باشد بهتر می تواند موقعیت و ارزش خودش را در دل مرد نگهدارد و منافع عمومی جامعه بانوان را حفظ کند و بنفع اجتماع قدم بردارد اسلام چون زن را یکی از اعضا مهم اجتماع می داند و چگونگی سلوک ورفتار او را در جامعه موثر می داند لذا این وظیفه بزرگ را از او خواستار شده که بوسیله پوشش خودش از عوامل انحراف و فساد جلوگیری کند وبرای ترقی و پیشرفت ملت و کمک به بهداشت عمومی فداکاری نماید . از این رهگذر است که عقیده نمود که صلاحشان در اینست طوری زندگی نمایند که نه مردان بیگانه را ببینند نه چشم بیگانگان بدانها بیفتد.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
سوشیانت

[گل]ای بهار دلنشین آمده سوی چمن [گل]ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن [گل]چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر [گل]تا که گلباران شود کلبه ویران من [گل]تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان [گل]تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان [گل]چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی [گل]چون سرشکم در کنار بنشین ببین سوز نهان [گل]تا بهار دلنشین آمده سوی چمن [گل]ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن [گل]چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر [گل]تا که گلباران شود کلبه ویران من